![]() |
![]() |
|
| به او بگو دوستش دارم |
|
سلام عزیزان بعد از مدتها اومدم. به خاطره همین ساله جدید رو به همه دوستان عزیزم
تبریک میگم. امیدوارم سالی پر از شادی داشته باشید . از اینکه خیلی دیر به دیر آپ میکنم معذرت باور کنید اصلا وقت ندارم و درسها این اجازه رو نمیدند. از همه شما هم که به یاد من هستید ممنون .
او را دوست دارم بدون هیچ دلیل خاصی و به هزار یک دلیل. معتقدم عشقی که بر اساس دلیل به وجود آید ممکن است هر آن بر اثر از بین رفتن آن دلیل زایل شود عشقی جاودان خواهد بود که علتش را ندانی.
اگر میدانی در این جهان کسی هست که با دیدنش رنگ از رخسارت تغییر میکند و صدای قلبت آبرویت را به تاراج میبرد .مهم نیست او مال تو باشد مهم این است که فقط باشد .زندگی کند لذت ببرد و نفس بکشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 22:12 توسط عاطفه |
|
|
صفحه نخست تماس با من آرشیو |
| در باره خودم |
نمی دونم اینجا چیه و کجاست؟ فقط می دونم با سرعت هابل داره ثانیه به ثانیه گشادتر می شه بدون اینکه آدما از معمولی ترین سیاره در معمولی ترین کهکشان جم بخورن... پارادوکس عجیبیه... غیر از اینجا باشی متهم می شوی به حماقت یا بلاهت یا سفاهت یا جهالت یا دیوونگی... چقدر اتهام! چقدر خوب! چقدر بال برای کنده شدن و رفتن به جای دیگر... سخت می گیرم؟ به جهنم!! ممکنه اینجا با سرعت هابل حتی تنگ تر و تنگ تر شود برایم... باز هم به جهنم!! فقط دوست دارم نگندم... طغیان یادم نرود و کنده شدن از همه چیز... از همه چیزهای در حال گشاد شدن... می خوام همه قانون هاشو دور بزنم.... دارم می روم... دارم می روم... می خواهم از پیش همه گشادی های حال به هم زن بروم
|
|
RSS
|
| set as your home page
|