![]() |
![]() |
|
| به او بگو دوستش دارم |
سلام عزیزان خیلی وقت است که به وبلاگم سر نزدم . وقت ندارم و دیگه دل و دماغ این کارو ندارم . همه دوستان یعنی بیشتر شون خداحافظی کردند و رفتند . اما خوب من دوست دارم تا اونجایی که توان و وقت دارم ادامه بدم . از شما هم میخوام با نظر های زیباتون منو خوشحال کنید و از آقا ارفع ممنونم که همیشه به من لطف دارن و من هیچ موقع نتونستم جبران کنم. و همین جا از ایشون بابت اینکه اگه بی ادبی کردم معذرت خواهی می کنم. دوستتون دارم منتظره حضوره سبزتون هستم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 13:45 توسط عاطفه |
|
|
صفحه نخست تماس با من آرشیو |
| در باره خودم |
نمی دونم اینجا چیه و کجاست؟ فقط می دونم با سرعت هابل داره ثانیه به ثانیه گشادتر می شه بدون اینکه آدما از معمولی ترین سیاره در معمولی ترین کهکشان جم بخورن... پارادوکس عجیبیه... غیر از اینجا باشی متهم می شوی به حماقت یا بلاهت یا سفاهت یا جهالت یا دیوونگی... چقدر اتهام! چقدر خوب! چقدر بال برای کنده شدن و رفتن به جای دیگر... سخت می گیرم؟ به جهنم!! ممکنه اینجا با سرعت هابل حتی تنگ تر و تنگ تر شود برایم... باز هم به جهنم!! فقط دوست دارم نگندم... طغیان یادم نرود و کنده شدن از همه چیز... از همه چیزهای در حال گشاد شدن... می خوام همه قانون هاشو دور بزنم.... دارم می روم... دارم می روم... می خواهم از پیش همه گشادی های حال به هم زن بروم
|
|
RSS
|
| set as your home page
|