![]() |
![]() |
|
| به او بگو دوستش دارم |
سلام عزیزانم امسال هم مثل پارسال یک روز دیرتر تولدم و آپ کردم معذرت . دیروز تولد من بود و خیلی به من خوش گذشت از کسانی که انتظار نداشتم هدیه گرفتم و کسانی که انتظار نداشتم تولدم یادشون باشه تبریک شنیدم و خیلی خوشحال شدم. الان هم از اینجا از خدا می خواهم عمر با عزت به من عطا کند تا در راه خودش و با سعادت کامل از آن بهره ببرم . از شما هم که همیشه به من لطف دارین ممنونم امیدوارم بتونم جبران کنم راستی نا گفته نماند که امتحانات را با موفقیت تمام کردم و منتظر نتایج هستم . دوستتان دارم سربلند باشید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 23:46 توسط عاطفه |
|
|
صفحه نخست تماس با من آرشیو |
| در باره خودم |
نمی دونم اینجا چیه و کجاست؟ فقط می دونم با سرعت هابل داره ثانیه به ثانیه گشادتر می شه بدون اینکه آدما از معمولی ترین سیاره در معمولی ترین کهکشان جم بخورن... پارادوکس عجیبیه... غیر از اینجا باشی متهم می شوی به حماقت یا بلاهت یا سفاهت یا جهالت یا دیوونگی... چقدر اتهام! چقدر خوب! چقدر بال برای کنده شدن و رفتن به جای دیگر... سخت می گیرم؟ به جهنم!! ممکنه اینجا با سرعت هابل حتی تنگ تر و تنگ تر شود برایم... باز هم به جهنم!! فقط دوست دارم نگندم... طغیان یادم نرود و کنده شدن از همه چیز... از همه چیزهای در حال گشاد شدن... می خوام همه قانون هاشو دور بزنم.... دارم می روم... دارم می روم... می خواهم از پیش همه گشادی های حال به هم زن بروم
|
|
RSS
|
| set as your home page
|